ناامیدی، موریانه باغستان زندگی، سلامت روان، جسم و پویایی انسان است.
اما امیدواری در هر شرایط متعارف و یا سخت، نشان شخصیت سالم، توانایی و هوشمندی آدم است.
ناامیدی اندیشه شخص را از اراده منطقی و تصمیمات موفقیت آمیز به پیچیدگی های گاه منتهی به بن بست سوق می دهد. مولای متقیان حضرت علی«ع» فرموده است: «ناامیدی بزرگترین گناه است.»
انسان برون آمده از طبیعت در طول عمر و در کشتزار زندگی، موقعیت خویشتن، تغییرگرایی در ساز و برگ نیازها، مسئولیت عمل و پیشرفت ها را درک می کند و امید به فردا و فرداهای دیگر را چراغ گذرگاه های ناهموار می کند. آن انسان در راه هدف های خود با شکیبایی و تداوم کوشش های ریشه دار در کار، دانش یابی، تتبع، اعتماد به نفس در خانواده و اجتماع به مرور زمان، هویت و خواستن توانستن را در تاریخ حیات خود ثبت می کند.
در سیر تاریخی چنانچه مسئولیت های انسان توأمان با جهد و بردباری به عمل تبدیل نمی شد و با خوی طبیعت زیستی کجدار مریزی می کرد هرگز نمی توانست در چرخه تحولات مقتضی زمان، آسیب های زیست محیطی و فروماندگی در محرومیت، خود را برهاند… انسانی که برای حل یک دو خانه جدول زندگی احساس ناامیدی و وارفتگی می کند و به بی تفاوتی روی می آورد مسلما راه به جایی مطمئن و ثمربخش نخواهد برد.
ناامیدی منشأ عقب ماندگی هاست

«ناامیدی منشأ همه عقب ماندگی ها چه در محل کار و زندگی روزمره و چه محیط خانوادگی و باعث ایجاد افسردگی و استرس انسان می شود.»
این را «نصیری» کارمند بانک در پاسخ به این پرسش که ناامیدی چه تأثیری در روحیه، فکر و زندگی انسان می گذارد، می گوید و سپس نرسیدن به خواست های منطقی و غیرمنطقی را عامل دیگر عارضه ناامیدی می داند. به گفته وی انسان ناامید نسبت به هر مورد و موضوع بی تفاوت می شود. چنین افرادی را می شود از مبتلایان کسالت نامید که باید خود را درمان کنند به خصوص در برخی اشخاص جوان که در آستانه ورود به بازار کار یا در پی تشکیل زندگی مشترک هستند، بیشتر نمود پیدا می کنند.
از درگاه که پای به ورودی حدود یک متری می گذارم انبوه کتاب ها طرفین این راه باریک را حصار کرده است. بدین سان راه ورود و خروج تنها گنجایش برای یک نفر مراجعه کننده سخت نیست تا با یک دو قدم کوتاه روی چند تا موزائیک میانی چاردیواری کتاب فروشی بایستد و با سرک کشیدن از ستون های انباشت کتاب در جای جای این محل، کتاب ها را ببیند. سطوح دیوارها از کف تا بالا پوشیده از قفسه های کتاب است. تنها سقف، قفسه ندارد و کتاب نیست.
مدیر کتاب فروشی، قدمت شغلی کتاب فروشان پرسابقه را دارد اما تبسم در چشمان و چهره اش همچنان موج می زند. از او که اظهار می کند در کار خود چند بار تا حد صفر ورشکست شده و هر بار هم با اهرم مستحکم امید باز شمارش معکوس از صفر را شروع کرده است، حال از چنین شخصی می خواهم درباره ناامیدی نظرش را بگوید. هنگامی که وارد می شوم از ته مغازه صدایش را می شنوم. به «اسماعیل شاداب نیا» به مزاح می گویم: فامیلی تان هم با شادابی چهره تان همخوانی دارد. تبسم می زند… سؤالم را مطرح می کنم. لحظه ای نگاهم می کنم. مکث می کند و این نظر را می دهد: «انسان های ناامید قبل از آن که دنیا بیایند درگذشته اند یعنی فرد ناامید نسبت به زندگیش بی تفاوت است.»
کتاب فروش پس از پاسخ مذکور چنین می افزاید: «خداوند انسان را با امید آفرید. بر این اساس، زندگی با امید است.»
احیای امید به زندگی

وی ادامه دیدگاه های خود پیرامون موضوع ناامیدی را معطوف به چگونگی استنباط و نگرش متفاوت افرادی می کند که مدت زمان کار رسمی و اداری شان به سلامتی، پایان می گیرد. وی می گوید: «بعضی کارمندان موقعی که دوران خدمت شان تمام و بازنشسته می شوند احساس می کنند سرحالی زندگیشان تمام شده و عمرشان هم به همان کارمندی بستگی داشته، اما در مقابل، برخی ها پس از بازنشستگی، کار و زندگی را در مرحله ای دیگر و تازه شروع می کنند. چنین کسانی در زمان اتمام خدمت رسمی، به آینده و زندگی پشت نمی کنند چون امید به زندگی را باور دارند.»
این کتاب فروش سپس از چند بارگی فرود و فراز شغلش می گوید: «خودم در شغلم بارها ورشکست شده و به صفر رسیده ام، اما چون امید به زندگی داشتم هر بار از صفر شروع می کردم تا کار به پایداری رسید. مهم این است که بپذیریم زندگی همیشه یکدست و هموار نیست لیکن در هر حال امید برای طراوت زندگانی همچنان جاری است.»
وی با بیان این توصیه حضرت مولاعلی«ع»: «شما فکر کنید صد سال زنده هستید و اندیشه کنید که ساعت دیگر خواهید مرد»، می افزاید: «این اندرز حکیمانه انسان را به کیفیت و معنویت زندگی توجه می دهد و این که عمر یک هدیه گرانبها از طرف خداوند به ما بندگان و بسیار ارزشمند است.»
او اما در بخش دیگری از نظرات خود، اظهار می دارد: «ناامیدی از سوی دیگر ریشه اجتماعی دارد. یک کودک که از سوی پدر و مادر خود مورد توجه و مهر، تربیت، باورپذیری و … قرار نمی گیرد تاثیر آن بی توجهی در نوجوانی، میانسالگی و بزرگسالی باعث احساس ناامیدی اش می شود و به عبارت دیگر مثل کسی که در هر خانه برای یاری را می زند جواب رد می شنود. در نتیجه چنین شخصی از آینده هم ناامید می شود. در حالی که فرد ناامید نباید از دست رد دیگران به خواست و هدف منطقی اش، توجه کند. به بیان دیگر به حرف های بیهوده و یأس آور گوش ندهد. نظر این مدیر کتاب فروشی در موضوع ناامیدی همچنان حاکی از این است: «کسی که به لطف و بخشندگی خدا ایمان نداشته باشد، مرتکب کفر خواهد شد.»
عوامل بروز ناامیدی

تیغک های فشار زندگی مکانیزه، افزون طلبی و عدم پی بردن به خوش بودن ناشی از تسلط بر امکانات و کامروایی و تاثیر عوامل بیرونی از جمله بسترسازی هایی هستند که روان انسان را تحت تاثیرات منفی قرار می دهند.
در گفت وگو با «دکتر حسین ابراهیمی مقدم» روان شناس و استاد دانشگاه، وی عوامل بروز ناامیدی، تاثرات منفی این پدیده در سلامت جسم و حالات روحی و رفتاری و ثمرات امیدواری را واکاوی می کند. وی پیش گفت صحبت خود را محور ماشین زدگی زندگی و فرآیندهای منفی اش و قانع نبودن انسان از هرآنچه که بر آن مسلط است، قرار می دهد و می گوید: «به طور کلی زندگی امروزه به عنوان یک سیر حیاتی ماشینی با استرس ها و فشارهای روانی خاص خود همراه است. از طرف دیگر انسان دچار زیاده خواهی ها شده و نسبت به آنچه که در اختیار دارد شاید قناعت نداشته باشد که فشار روانی مضاعف به وجود می آورد. سویه دیگر، عوامل بیرونی مثل تبلیغات است که سطح انتظارات انسان هایی که ایمان کمتری دارند را بالاتر می برد. بالا رفت این انتظارها می تواند منجر به این شود که شخص به تکاپوی بیشتر بیفتد که این نیز می تواند جنبه مثبت یا جنبه منفی داشته باشد. جنبه مثبت آن، حرکت، پویایی، رشد و هل دادن جامعه به پیش است. جنبه منفی آن حرص، لذت نبردن از موقعیت هایی که در آن قرار دارد، است. متاسفانه خیلی از افراد برای خودشان هدف هایی تعیین می کنند در حالی که در راه رسیدن به آن هدف ها موفق نمی شوند چون یا توانایی شان کمتر از حد آن است یا هدف بسیار بزرگ و دست نیافتنی است و یا این که مانعی باعث می شود به هدف دست پیدا نکنند. در این جور مواقع فرد دچار احساس ناکامی می شود. در تعریفی یک خطی می توان گفت اگر فرد برای رسیدن به هدفی به مانعی برخورد کند و از دستیابی به آن هدف باز بماند، ناکامی اتفاق می افتد. در این حالت معمولا اولین واکنش در مقابل ناکامی، پرخاشگری است. اگر پرخاشگری صورت بگیرد معمولا عامل اصلی را هدف قرار نمی دهد، همین طور توانایی را، بلکه به خود مانع حمله صورت می گیرد. از منظر بیرونی هم معمولا پرخاشگری یک رفتار ناشایست تلقی می شود. به همین خاطر خیلی از افراد، پرخاشگری را به درون می ریزند. به عبارت دیگر، پرخاشگری خورده شده است لیکن نتیجه این خشم فرو خورده شده هم چیزی جز افسردگی نیست. با توجه به چنین سیر پیوسته، ویژگی های این افسردگی، احساس ناامیدی است.
پس، همانطور که گفته شد و می بینیم، ریشه اولیه ناامیدی در پرخاشگری و ریشه اصلی پرخاشگری هم در ناکامی و علت اصلی ناکامی هم معمولا زیادخواهی است…»
حسن آقایی
/www.kayhannews.ir