ارتباط چیزی فراتر از صحبت کردن و نوشتن است. بیشتر ما نمی دانیم حتی زمانی که صحبت هم نمی کنیم به روش های مختلف در حال برقراری ارتباط با دیگران هستیم. همانگونه که حیوانات اجتماعی دیگر با هم ارتباط برقرار می کنند.

گرچه برای ارتباط با دیگران خیلی مهم هستند، به ندرت در مورد این ارتباط غیر کلامی در مدرسه به ما آموزشی داده می شود. همزمان که در جامعه رشد پیدا می کنیم به صورت غیر رسمی می آموزیم که چگونه از حرکات بدن، نگاه و تغییرات اندک در تن صدا و سایر ابزارهای کمکی ارتباطی برای اصلاح و یا تاکید برآنچه که می گوییم یا انجام می دهیم، استفاده کنیم. ما این روش ها را که در فرهنگ مان وجود دارد با مشاهده دیگران و تقلید از آنها در طی سال ها یاد می گیریم.  

به دقت نگاه کنید. به نظر شما این زوج بدون هیچ کلامی چه مفهومی را با هم ردوبدل می کنند؟

 

 

 




زبان شناسان تمام این روش های کمکی ارتباطی را فرا زبان (paralanguage) می نامند. فرازبان چیزهای دیگری علاوه بر سخن است که به ارتباط موثر کمک می کند. فرازبان از ارسال پیام نادرستی که ممکن است اشتباهاً منتقل شود، جلوگیری می کند، مانند مواردی که اغلب در تماس تلفنی و حتی در نامه رخ می دهد. پیام های فرازبانی که می توان از طریق تماس رو در رو مشاهده کرد دروغ گفتن و یا پنهان کردن احساسات را دشوار می کنند. فرازبان در ارتباطات حتی اغلب از آنچه که به صورت زبانی گفته می شود مهم تر است. گفته می شود که تقریبا 70 درصد چیزهایی که در مکالمه مستقیم با دیگران به آنها منتقل می کنیم از طریق فرازبان است.

به نظر شما این استوار در لباس خاکی رنگ به صورت غیر کلامی به این سرباز چه مفهومی را انتقال می دهد؟ اگر سرباز فقط می توانست ببیند اما نمی توانست بشنود منظور وی را درک می کرد؟ 

 

 



زبان بدن

آشکارترین شکل فرازبان، زبان بدن (kinesics) است. زبان بدن در واقع زبان اشارات، عبارات وحالت هاست. برای مثال در امریکای شمالی از بازوها و دست ها برای خداحافظی، اشاره، شمارش، بیان احساسات، اخطار، تهدید، صدا زدن، توهین و.. استفاده می کنند. در حقیقت آنها تعداد زیادی از هر کدام از این حرکات را یاد گرفته و در زمان مناسب به کار می گیرند. ما نیز برای گفتن بله یا خیر، لبخند زدن، اخم کردن، چشمک زدن برای تایید، یا گفتن حرف عاشقانه از سرمان استفاده می کنیم. بالا انداختن همزمان سر و گردن نشان می دهد که ما چیزی نمی دانیم. 


 

 


اگرچه  معنی بعضی حرکات نظیر لبخند ممکن است در سراسر جهان یکسان باشد اما ممکن است معنی حرکات دیگر کاملاً متفاوت باشد. برای مثال پرتاب آب دهان روی دیگری در امریکای شمالی و اروپا نهایت بی احترامی و تحقیر است اما اگر به شیوه خاصی انجام شود می تواند یک دعای خیر مهربانانه برای اهالی ماسای کنیا باشد.

 

 



لحن و نوع صدا

معنای سخنان می تواند با لحن و نوع صدا به مقدار زیادی تغییر کند. در انگلیس جمله ساده "من اینجا هستم" بر حسب اینکه تن صدای گوینده بالا، پایین، سریع، آرام، رو به بالا، رو به پایین، نجواگر، نالان، فریادزنان، یا با حسرت باشد، می تواند معانی خیلی متفاوتی داشته باشد. همچنین جمله "آیا اینجا هستی؟" اگر با تن رو به بالا گفته شود در مقایسه با اینکه با تن رو به پایین گفته شود معانی متفاوتی دارد. می توانید این کار را امتحان کنید.

فضای شخصی و اجتماعی

زمانی که ما با شخص یا گروهی صحبت می کنیم، فاصله بین افراد از نظر فیزیکی نیز می تواند پیام و مفهومی را منتقل کند. فضای شخصی و اجتماعی(proxemics) مطالعه فاصله ها برای تعامل بین افراد و استفاده از فضاهای تعریف شده در فرهنگ است. بیشتر ما از اهمیت فاصله در ارتباطات آگاه نیستیم تا زمانی که با کسی روبرو می شویم که به صورت متفاوتی عمل می کند. برای مثال همه ما حسی داریم که فاصله فیزیکی برای ارتباط با شخصی که در حال صحبت با او هستیم را تعیین می کند. اگر شخصی از آن فاصله که ما در آن راحتیم به ما نزدیک تر شود ما معمولاً به صورت خودکار عقب تر می رویم تا فاصله خود را حفظ کنیم. همچنین اگر احساس کنیم که فاصله ما با طرف مقابل زیاد است سعی می کنیم به هم نزدیک تر شویم. اگر دو نفری که با هم صحبت می کنند در فاصله های متفاوتی احساس راحتی کنند چرخه ای از جابه جایی ها رخ می دهد تا زمانی که یکی به گوشه ای برسد و احساس کند که بوسیله آنچه که غیر دوستانه و یا متجاوزانه می داند مورد تهدید قرار گرفته است. در نتیجه پیام زبانی ممکن است آنگونه که هست شنیده و یا درک نشود.

 


در امریکای لاتین فاصله مناسب برای صحبت در مورد مسائل شخصی اغلب خیلی نزدیک تر از مردم آمریکا و کانادا است. فاصله مناسب برای گفتگو اغلب بر حسب فاصله صورت افرادی که مستقیماً به یکدیگر نگاه می کنند، تعیین می شود. بیشتر مردم اگر تماس چشمی نداشته باشند در مورد فاصله با دیگران احساس یکسانی ندارند. معمولا در میان ازدحام جمعیت یا در آسانسور افراد مایل نیستند به کسی نگاه کنند تا از نزدیکی زیاد احساس ناراحتی نکنند. 

ژاپنی ها در مکان پر ازدحام از تماس چشمی خودداری می کنند:

 

 



نوع پیام حتی فاصله را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. میانگین فاصله مناسب در میان مردم آمریکای شمالی در جدول زیر نشان داده شده است.

 

 



نجوا کردن و فریاد زدن بیشتر از صدای معمولی  توجه شما را جلب می کند. کودکان این حقیقت مهم را در سنین خیلی کم درک می کنند.

علاوه بر تعیین فاصله مناسب برای برقراری ارتباط، فرهنگ به ما می گوید که کی و چگونه می توانیم دیگران را لمس کنیم. در امریکای شمالی معمولا تماس بدنی افراد بالغ پسندیده نیست مگر برای احوال پرسی رسمی (دست دادن و در آغوش گرفتن) و یا در روابط خیلی صمیمی و شخصی. این قانون غیر رسمی نسبت به مردان سخت گیرانه تر است. اگر مردها علناً دست های یکدیگر را بگیرند و یا یکدیگر را ببوسند ممکن است به آنها برچسب همجنس باز زده شود و متعاقباً از احترامی که شایسته آن هستند محروم شوند. چنین الگوهای تعریف شده ی اجتماعی در ارتباط با تماس فیزیکی در بیشتر کشورهای آسیایی و اروپای شمالی نیز دیده می شود. در جنوب اروپا، خاورمیانه و آمریکای لاتین معمولاً تماس فیزیکی بیشتری قابل قبول و مطلوب است.

استفاده فرهنگی ازفضا

فرهنگ به ما می گوید که چگونه فضا را مدیریت و به کمک آن نوع تعامل را کنترل کنیم. برای مثال، در ادارات امریکای شمالی مدیر در یک اتاق جدا قرار می گیرد. این کار تماس شخصی او با کارمندان معمولی را به حداقل می رساند. در مقابل، در ادارت ژاپن میز مدیر در انتهای ردیفی از میزهای به هم چسبیده قرار دارد که کارمندان پشت آنها قرار می گیرند. این روش، تماس مدیر با کارمندان را حداکثر می سازد.

 



                                                              محیط کاری معمول در امریکای شمالی 



 

 

 

 

 

 

 

                                                                  محیط کاری معمول در ژاپن


فضای یک دادگاه به راحتی می تواند رفتار افراد را تغییر دهد. در ایالات متحده آمریکا قاضی معمولا ردای سیاه  می پوشد و پشت یک میز بلند می نشیند. سایر میز و صندلی ها به گونه ای قرار می گیرند که تمام توجه ها متوجه قاضی باشد. طراحی این محیط باعث می شود که حضار نسبت به قاضی مودب و از درجه اهمیت کمتری برخوردار باشند و بنابراین قاضی راحت تر می تواند کنترل اضاع را به دست گیرد.

 همچنین فرهنگ، درک ما از فضا را با تعریف بخش های آن هدایت و راهنمایی می کند. در دنیای صنعتی فضا به بخش های استاندارد تقسیم می شود. نمونه های این نوع تقسیم بندی در ایالات متحده امریکا به صورت زمین و مکان های شهری متحدالشکل نمود پیدا کرده است. مرزهای املاک به همین تقسیم بندی فضا مربوط می شود. همان طور که تراکم جمعیت افزایش می یابد اهمیت مرزهای فضایی تعریف شده نیز افزایش می یابد. صاحبان زمین در محلات پر جمعیت گاهی به خاطر نزاع بر سر حصار تعریف شده بین املاکشان آنقدر عصبانی می شوند که یکدیگر را می کشند. اما در مناطق روستایی با جمعیت کم در غرب آمریکا که مردم صاحب مزارع بزرگ صدها تا هزاران هکتاری هستند جابه جایی یک متری حصار نیز  به ندرت باعث نزاع می شود.

استفاده فرهنگی از زمان

فرهنگ به ما می گوید که برای انتقال پیام های متفاوت چگونه زمان را مدیریت کنیم. زمانی که افراد بر سر یک قرار ملاقات حاضر می شوند به نسبت فرهنگ، موقعیت اجتماعی و موقعیت نسبی متفاوت است. در آمریکای شمالی وقتی شما جلسه دارید زمانی که باید در جلسه حضور پیدا کنید به تفاوت قدرت بین شما و شخصی که با وی جلسه دارید بستگی دارد. افرادی که سمت پایین تری دارند اگر از آنها انتظار نداشته باشند زودتر برسند، حداقل باید به موقع حاضر شوند. مقام های بالاتر انتظار دارند در صورت تاخیر دیگران منتظر آنها بمانند. برای مثال بیشتر افرادی که برای بیماری از دکتر وقت می گیرند باید زودتر در مطب حاضر شوند و صبورانه انتظار بکشند تا دکتر آنها را ویزیت کند. دعوت به مهمانی کاملاً متفاوت است. معمولا پیش بینی می شود که بیشتر مهمانان مطابق عرف دیر برسند .معمولاً برای یک کودک آمریکای شمالی حداقل 12 سال طول می کشد که این جنبه های زیرکانه فرهنگی در مورد زمان را یاد بگیرد. در سن 5-6 سالگی آنها فقط روزهای هفته ، تفاوت بین شب وروز، صبح و بعد از ظهر، زمان خواب و وقت غذا را می دانند. در سن7-8 سالگی برای گفتن زمان می توانند از ساعت استفاده کنند.آنها تا 12 سالگی یا بیشتر کم کم با جنبه های موقعیتی زمان، مانند اینکه چه زمانی در میهمانی حاضر شوند، آشنا می شوند.

وقتی افراد با انتظارات فرهنگی متفاوت در مورد زمان در یک جا جمع می شوند، امکان سوتفاهم، ناامیدی وجریحه دار شدن احساسات وجود دارد. برای مثال اگر یک تاجر برزیلی در جلسه ای با یک مشتری آمریکای شمالی در نیویورک به موقع حاضر نشود و وقتی رسید به درستی عذرخواهی نکند، ممکن است باعث ناراحتی شخص مقابل شود. برای فرد برزیلی ممکن است زمان انعطاف پذیر و سرعت زندگی کمتر باشد. او باور دارد برای این جلسه کاری از قبل برنامه ریزی شده به اندازه کافی سریع بوده و در نیم ساعت اول قرار به آن رسیده است. جای تعجب نیست که گیج و ناراحت شود وقتی که با استقبال سرد طرف امریکایی روبرو می شود که احساس می کند به او بی اعتنایی و بی ادبی شده است. 

ارتباط ازطریق لباس

در دنیا لباس کارآیی های زیادی دارد. لباس برای محافظت بدن پوشیده می شود. و معمولا برای پوشاندن بخش هایی از بدن در برابر دیگران استفاده می شود. البته بخش هایی از بدن که باید پوشانده شوند در سراسر جهان متفاوت است. برای مثال مردان برهنه ای در گینه نو زندگی می کنند که تنها پوشش آنها محافظ باریک روی آلت تناسلی شان است که اگر آن را نپوشیده باشند احساس برهنگی می کنند. در بیشتر نقاط جهان این نوع پوشش نامناسب ترین نوع است. بعضی لباس ها برای نوعی محافظت ماورالطبیعی پوشیده می شوند. چنین به نظر می رسد که پوشیدن صلیب مسیحی یا مدال سنت کریستوفر چنین تاثیری داشته باشد. پوشیدن پیراهن خوش شانسی برای شرکت در امتحان نیز برای تمسک به این نیروهای ماورالطبیعی است.

افراد در تمام فرهنگ ها از لباس واشکال دیگر تزئینات بدنی برای انتقال موقعیت، هدف و دیگر پیام ها استفاده می کنند.. در امریکای شمالی در محل کار و فعالیت های تفریحی لباس های مختلفی می پوشند. همچنین مدل های لباسی هستند که جذابیت جنسی ایجاد می کنند. این جذابیت می تواند خیلی زیرکانه باشد مخصوصا در لباس بانوان. و می تواند این حس را منتقل کند که یک زن می خواهد از نظر جنسی سرد و خنثی به نظر برسد. از طرف دیگر ممکن است اینچنین معنی شود که اغواگر، معصوم اما دلفریب است. زنان در دنیای غرب معمولا بیش از مردان به نکات ریز ودقیق پیام هایی که از طریق لباس انتقال می دهند، آگاهند و به آن اهمیت بیشتری می دهند. بعضی اوقات این امر باعث می شود مردان اشتباهات بزرگی در تفسیر قصد ومنظور زنان داشته باشند. مطمئنا هر کس هر سبکی لباس بپوشد می خواهد پیام هایی نیز به افراد هم جنس خود انتقال دهد. 

خیلی زودتر از اینکه ما به اندازه کافی برای صحبت به افراد نزدیک شویم ظاهر آنها، جنسیت، سن، وضعیت اقتصادی و حتی اهداف و نیات آن ها را مشخص می کند. ما در سنین پایین شروع به تشخیص اهمیت این سرنخ های اجتماعی می کنیم. فرهنگ لغت لباسی که ما یاد می گیریم نه تنها آنچه می پوشیم، بلکه همچنین مدل مو، جواهرات، آرایش، و سایر تزئینات بدن مانند تاتو را نیز در بر می گیرد. در بیشتر فرهنگ ها، سبک لباس پوشیدن یکسان، پیام های متفاوتی را بر حسب جنس، سن و ظاهر افرادی که آن را پوشیده اند، منتقل میکند.

  لباس، مدل مو، آرایش وژست این زن جوان چه مفهومی به شما منتقل می کند؟
________________________________________
حالا فکرکنید یک مرد میانسال با لباس، مدل مو، آرایش و ژست مشابه...

واکنش تان خیلی متفاوت خواهد بود         


 

 




پوشیدن لباس های خاص می تواند رفتار شما و رفتار دیگران نسبت به شما را تغییر دهد. این لباس می تواند نوعی یونیفرم نظامی، روپوش سفید پزشکی یا یک لباس دلقکی باشد. برای مثال احتمالاً پلیس های اسپانیایی در تصویر وقتی یونیفرم شان را می پوشانند قوی تر و سلطه جوتر می شوند. همچنین احتمال اینکه دیگران از آنها اطاعت کنند بیشتر است.

 

 



بیشتر یونیفرم ها از روی عمد نمادین هستند بنابراین می توانند به سرعت و به صورت قطعی پست و مقام را نشان دهند. برای مثال روبان، تاج و عصای سلطنتی کوچک ترین شکی به جا نمی گذارد که زن جوان در تصویر ملکه زیبایی است. روبان و سایر علامات روی یونیفرم دریانورد آمریکایی می تواند حتی به یک غریبه هم مقام، قدرت و تجربه نظامی او را نشان دهد. همچنین مدل های موی عجیب و لباس های پانکرها بخش ضروری یونیفرم آنها است. در همه این سه مورد لازم است که معنی سمبل های تعریف شده در هر کدام از  فرهنگ ها را بدانید تا بتوانید پیامی که انتقال می دهند را درک کنید.

 

                                                                               ملکه زیبایی


                                                                             دریا نورد امریکایی


 

 

                                                                                  پانکر


مدل های زیادی ازتزئینات بدن غیراز لباس در سراسر جهان برای انتقال پیام وجود دارد. که شامل رنگ کردن مو و بدن، تاتو، داغ کردن، عطرها و حتی تغییر شکل بدن می باشند.

وقتی سن کودکان کم است، بدنشان هنوز تا اندازه ای قابل شکل دهی است. بعضی فرهنگ ها از این موضوع استفاده می کنند، سر یا پاهایشان را می بندند و شکل دهند. نتیجه این کار می تواند سرهای دراز و پاهای رشد نیافته کوچک باشد. ارتدونتیست ها نیز وقتی روی دندان ها بریس یا بست می گذارند، همین کار را انجام میدهند- یعنی تغییر شکل دادن و یا اصلاح کردن یک قسمت از بدن برای جذابیت بیشتر. بافت های نرم هم می توانند تغییر کنند. سوراخ های گوش که برای آویز کردن حلقه های تزئینی استفاده می شوند، به تدریج و طی سال ها آن قدر بزرگ می شوند که سرانجام  می توان قرقره بزرگ، سربطری یا حلقه های سنگین را از آنها آویزان کرد. این کار به عنوان نشانی از زیبایی در میان مردم بومی مسوامریکا، آمریکای جنوبی و آسیای جنوب شرقی رایج است.  موارد مشابهی برای لب نیز در چند فرهنگ آفریقایی و حوزه رودخانه آمازون در آمریکای جنوبی وجود دارد.

 

 



تفاوت جنسی در فرازبان

وقتی به جوامع دیگر سفر می کنید، لازم است بدانید که احتمالاً تفاوت های جنسیتی زیادی علاوه بر لباس و زیورآلات در فرازبان وجود دارند. برای مثال در امریکای شمالی، مردها معمولا صحبت رو در رو را ترجیح می دهند و تماس مستقیم چشمی را به مدت طولانی حفظ می کنند. در مقایسه زنان اغلب پهلو به پهلوی هم قرار می گیرند و صحبت می کنند و البته در مقایسه با مردان نزدیک تر به هم می ایستند. دست دادن مردان محکم تر است. زنان امریکای شمالی معمولا از حرکات خشن استفاده نمی کنند اما از حالات چهره (مخصوصا لبخند) بیشتر استفاده می کنند و در تفسیر آنها نیز مهارت بیشتری دارند.

در ژاپن زن ها اغلب با صدایی بلند و ساختگی صحبت می کنند مخصوصاً زمانی که در محیط شغلی واداری در حال گفتگو با مردان هستند. این نوعی از احترام معمول و سنتی نسبت به مردان است. اگرچه تحقیقات اخیر نشان می دهد که بلندی صدای زنان در ژاپن در حال کم شدن است. این چنین به نظر می رسد که دلیل آن با دستاوردهای سیاسی و اقتصادی زنان ژاپنی در ارتباط است.


خلاصه

فرآیند ارتباطی انسان از آنچه که در ابتدا به نظر می رسید پیچیده تر است. در تماس رو در رو بسیاری از پیام های ما با کمک فرا زبان منتقل می شوند. این تکنیک های کمکی در ارتباطات شدیدا تحت تاثیر فرهنگ هستند. بنابراین اگر در ارتباط با مردم جوامع دیگر یا گروه های قومی، فرهنگ و فرا زبان آنها را نشناسید یا نادیده بگیرید، با خطر سوء تفاهم روبرو خواهید شد. 

 

 


.
.
مترجم: زهرا شریعتی
منبع: سایت مردمان