یک روز پسر جوانی که ورزشکار بود و از طرف دوستم معرفی شده بود به مطب آمد و گفت: آقای دکتر همانطور که می بینید من تیک دارم و دائما چشمک می زنم، اصلا نمی توانم جلو چشمک زدنم و بگیرم.

-آره، چه مدته؟

- حدود 2 سال میشه آقای دکتر

-دکتر رفتی؟

-هر دکتر متخصصی که شما فکر کنید رفتم، متخصص اعصاب، روانپزشک، آقای دکتر تا حالا چند میلیون هزینه کردم و هیچ نتیجه ای هم نگرفتم.

- من بیمار تیک داشتم، شدیدتر از تو، درمان شد

- چطوری؟

- با هیپنوتیزم

- من هیپنوتیزم هم شدم، فایده ای نداشت.

- پیش کی رفتی؟

- یک دکتر روانپزشک مشهور، 10 جلسه هم رفتم 800 هزار تومان هزینه ام شد.

- روش ها فرق می کنه

- آقای دکتر بچه های باشگاه هر متخصصی را در کشور معرفی کردند رفتم، حتی پیش دعا نویس هم رفتم، یک گونی دارو دارم

- نیازی به دارو نیست حداکثر در سه جلسه درمان تمام میشه، خب نفس عمیق بکش و به آن نقطه نگاه کن، تا چند شماره می تونی بدون پلک زدن به آن نقطه نگاه کنی 2 شماره یا 5 شماره؟

-2 شماره

- 1و2 احسنت، ادامه بده

- چشم

- 1و2و3و4 خیلی خوبه، همین جور ادامه بده هر بار یک تا سه شماره اضافه کن، هیکل ورزیده و زیبایی داری معلومه خوب تمرین کردی.

- ممنون آقای دکتر

- در اینترنت مطلبی در باره قوی شدن و بزرگ شدن عضله خواندم خیلی جالبه ، استاد بدنسازی گفته بود حرکت های عضله ساز آن حرکت های آخری هستند یعنی وقتی که احساس میکنی دیگه نمی توانی حرکت اضافه ای انجام بدی، احساس می کنی که دیگه توان نداری، آن حرکت هایی که بعد از این احساس و خستگی بدن انجام میدی کلیدی و عضله سازه.

- درسته آقای دکتر، به آن میگن مرز بریدن

- الان تا شماره چند پیش رفتی

-17

- خوبه، حالا نگاهت و از آن نقطه بردار وقتی به آن نقطه نگاه نمی کنی می تونی هر چقدر بخواهی چشمک بزنی، اما هر بار به آن نقطه نگاه می کنی چند شماره بیشتر از مرز بریدن برو، آماده ای؟

- آره 

- شروع کن، تو این چیزهایی که راجع به بدنسازی میگم عملا تجربه کردی، چون تمرین کردی و بدن زیبایی داری،عموما عضلات تنبل هستند و فقط زمانی که به آنها فشار بیاد، مطیع تو می شوند و از خانه هاشان بیرون می آیند و فعال تر و گاها بزرگتر می شوند، تو این کارو با با عضلات بازو، پاها و شکم انجام دادی حالا داری همین کارو با عضلات چشم انجام میدی. تا چند پیش رفتی؟

-فکر کنم 70 باشه

- آفرین، کافیه، اگر نیاز بود هر وقت احساس کردی داری چشمک می زنی به یک نقطه ثابت نگاه کن، این چند قلم دارو را هم قطع کن و هفته آینده بیا

چند روز بعد با دوستم صحبت می کردیم، خیلی تشکر کرد و گفت نادر خوب شده و دیگه چشمک نمی زنه. همه بچه های باشگاه تعجب کردند. بعد از یک هفته نادر آمد و گفت: آقای دکتر ممنون خوب شدم، از وقتی که از مطب بیرون رفتم دیگه چشمک نزدم، تمرین  هم انجام ندادم. فقط می ترسم این موقتی باشه!

- هیچ جای نگرانی نیست، چون اگر هم برگرده با همین تمرین ساده کنترلش می کنی. حالا باز به آن نقطه نگاه کن.

- آقای دکتر احساس می کنم بیشتر از 100 شماره هم می توانم کنترلش کنم.

- نیازی نیست، تو دیگه آن را یاد گرفتی، گواهینامه داری؟

- آره آقای دکتر

- چه مدته رانندگی نکردی؟

- چند ماهی میشه

- اگه الان سوار ماشین دوستت بشی می تونی رانندگی کنی؟

- (لبخند زد) آره آقای دکتر 

- میدونی عضلات چشم یاد گرفتند، که بعضی وقت ها ثابت بمانند، خیلی از اوقات نیازی نیست ما کاری انجام بدیم، معده کار خودش و انجام می ده، تنفس همینطور، قلب همینطور، همه قسمت های بدن مگه مشکلی پیش بیاد، خیلی ها نمی دونند کبد کجاست!

- آره آقای دکتر این چند روز من کاری انجام ندادم 

- خب، راحت باش واقعا خوب پیش رفتی

- آقای دکتر همه دارو ها را می خواهم قطع کنم

- اکثرش و قطع کردیم، اما بعضی داروها باید بتدریج قطع بشه

تشکر زیادی کرد و رفت، چند هفته بعد آمد و گفت: آقای دکتر مدتیه بیکارم، میشه با هیپنوتیزم کاری کرد!؟

مدت ها بعد با دوستم راجع به نادر صحبت می کردیم، گفت: سرحاله و توی شرکتی مشغول کاره